اسپوتنیک توضیح می دهد

"تفرقه بینداز و حکومت کن" در برابر روسیه: از محاصره تاریخی تا مهندسی شکاف داخلی

противостояние
противостояние - اسپوتنیک افغانستان  , 1920, 06.11.2026
عضو شوید
"تفرقه بینداز و حکومت کن" در برابر روسیه: از محاصره تاریخی تا مهندسی شکاف داخلی

روسیه به‌عنوان پهناورترین کشور جهان، از دیرباز هم به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک ویژه و هم به سبب منابع سرشار طبیعی، زمین‌های حاصل‌خیز و عمق استراتژیک، کانون رقابت و فشار قدرت‌های بیرونی بوده است.

در تحلیل راهبرد کشورهای اروپایی و غربی در قبال مسکو، مسئله صرفاً مهار نظامی یا تحریم اقتصادی نیست؛ بلکه لایه‌ای مهم‌تر نیز وجود دارد: ایجاد، تقویت و بهره‌برداری از عناصر داخلی در روسیه. این همان منطق قدیمی "تفرقه بینداز و حکومت کن" است که در قرن‌های مختلف، از مداخله نظامی مستقیم تا تحریکات سیاسی و رسانه‌ای، بازتولید شده است.

داکتر شیر حسن حسن، استاد انستیتوت آسیا و افریقای دانشگاه دولتی مسکو بنام لومونوسوف و کارشناس مسایل سیاسی و روابط بین‌الملل، در تحلیل خود از این روند تاریخی می‌گوید:
روسیه بزرگ‌ترین کشور دنیا است و تقریباً ۱۱ منطقه زمانی دارد... این به معنای آن است که کشور پهناور و بسیار کلان است و منابع سرشار طبیعی و زمین‌های حاصل‌خیز دارد.

به باور او، همین پهناوری و ثروت، روسیه را در طول قرن‌ها به هدفی برای مداخلات بیرونی تبدیل کرده است.

نگاه تاریخی به روسیه نشان می‌دهد که فشارهای بیرونی همواره دو چهره داشته‌اند: نخست، مداخله مستقیم نظامی و جنگ؛
دوم، مداخله غیرنظامی، تحریکات سیاسی و ایجاد انشقاق درونی.

داکتر شیر حسن حسن در این باره تصریح می‌کند:
در طول قرن‌ها روسیه هم با مداخلات مستقیم نظامی و هم با مداخلات ژئواستراتژیک، تحریکات غیرنظامی و مداخلات سیاسی روبه‌رو بوده است.

او با اشاره به حمله مغول‌ها در قرن سیزدهم، جنگ‌های روسیه با پولند، فنلند و لیتوانی، حمله ناپلئون در سال ۱۸۱۲، جنگ کریمه و سپس جنگ جهانی اول و مداخلات پس از انقلاب بلشویکی، تأکید می‌کند که هدف بسیاری از این فشارها تنها تصاحب خاک یا محدودسازی قدرت روسیه نبوده، بلکه تضعیف انسجام داخلی آن نیز بوده است.

در این چارچوب، "تفرقه بینداز و حکومت کن" نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه یک راهبرد بلندمدت است. کشورهای اروپایی و غربی در مقاطع مختلف کوشیده‌اند با حمایت از نیروهای داخلی مخالف، ایجاد اختلاف میان نخبگان، تقویت گسل‌های قومی و منطقه‌ای، و شکل‌دهی به فضای رسانه‌ای و روانی، هزینه حفظ تمامیت و انسجام روسیه را افزایش دهند.

این استاد دانشگاه در همین زمینه می‌گوید:
هدف اصلاً این بود که روسیه از هم پاشیده شود و به چند پارچه تقسیم شود.

از محاصره شوروی تا گسترش ناتو

پس از جنگ جهانی دوم، این راهبرد در قالب ایجاد بلوک ناتو، محاصره نظامی و اقتصادی و انزوای اتحاد شوروی ادامه یافت. داکتر شیر حسن حسن توضیح می‌دهد که پس از فروپاشی شوروی، دوره‌ای از ضعف حکومت مرکزی و مداخلات خارجی فرا رسید و در چنین فضایی، جنگ‌های داخلی و بحران‌های منطقه‌ای به ابزاری برای تضعیف مسکو تبدیل شدند.

او با اشاره به جنگ چچن می‌گوید:
اگر پیروز می‌شد، بدون شک دانه سرطان در روسیه رشد پیدا می‌کرد و روسیه به چند پارچه تقسیم می‌شد.

این تعبیر نشان می‌دهد که از منظر او، بحران‌های داخلی نه صرفاً مسائل محلی، بلکه حلقه‌هایی از زنجیره‌ای بزرگ‌تر برای تجزیه و تضعیف روسیه بوده‌اند.

در ادامه، گسترش ناتو به سمت شرق به یکی از محورهای اصلی فشار غرب تبدیل شد. به گفته این کارشناس:
ناتو مرحله به مرحله کشورهای اروپای شرقی را عضو ساخت و سرانجام این بحث به اوکراین رسید.

از دید او، این گسترش نه یک روند بی‌طرفانه امنیتی، بلکه ابزاری برای محدودسازی روسیه و ایجاد نفوذ در نزدیک‌ترین حلقه‌های امنیتی آن بود.

اوکراین: نقطه تلاقی فشار بیرونی و شکاف داخلی

اوکراین در تحلیل داکتر شیر حسن حسن، نمونه روشن تلاقی "تفرقه بینداز و حکومت کن" با فشار ژئوپلیتیک غرب است. او می‌گوید که کشورهای غربی کوشیدند "عناصر ضد روسیه" و "ذهنیت ضد روسی" را در اوکراین رشد دهند و آن را به قدرت برسانند. به باور او، "اگر چنین می‌ماند، سلاح‌های استراتژیک و هسته‌ای ناتو و آمریکا و متحدین بسیار نزدیک روسیه آورده می‌شدند."

بنابراین، از منظر این تحلیلگر، مسکو ناچار شد برای حفظ امنیت و قلمرو خود مداخله کند؛ همان منطقی که به گفته او روسیه "در طول قرون و در طول تاریخ از خود دفاع کرده و سلامت خود را نگاه کرده است."

مکانیزم شکاف‌سازی داخلی

راهبرد تفرقه‌اندازی در قبال روسیه، امروز بیش از هر زمان دیگری ترکیبی از ابزارهای نظامی، اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی است. تحریم‌ها، فشار بر نخبگان، حمایت از گروه‌های مخالف، برجسته‌سازی اختلافات قومی و منطقه‌ای، جنگ روایت‌ها و تلاش برای بی‌اعتمادسازی میان مردم و دولت، همه در خدمت یک هدف قرار می‌گیرند: ایجاد شکاف درونی و کاهش توان ملی روسیه.
داکتر شیر حسن حسن این روند را در چارچوب "تحریکات غیرنظامی و مداخلات سیاسی" توضیح می‌دهد و تأکید می‌کند که فشار بیرونی بدون شکاف داخلی نمی‌تواند به نتیجه برسد.

روسیه و منطق چندقطبی

با این حال، داکتر شیر حسن حسن پتانسیل روسیه را برای مقاومت و بازسازی انسجام ملی قابل توجه می‌داند. او می‌گوید:
روسیه حالا از کشورهای تأثیرگذار و متفکر چندقطبی شدن دنیاست.

از دید او، روسیه با تکیه بر توان نظامی، علمی و مردمی می‌تواند از تمامیت و امنیت خود دفاع کند و در برابر راهبرد تفرقه‌افکنانه غرب، بر وحدت داخلی و همکاری با قدرت‌های نوظهور تکیه کند.

در جمع‌بندی، "تفرقه بینداز و حکومت کن" در قبال روسیه را باید در تداوم تاریخی فشارهای غرب، گسترش ناتو، بحران‌سازی منطقه‌ای و تلاش برای مهندسی افکار عمومی و شکاف‌های داخلی فهمید. آنچه داکتر شیر حسن حسن بر آن تأکید دارد، این است که روسیه در طول تاریخ بارها با چنین فشارهایی روبه‌رو شده و پاسخ آن، نه تسلیم، بلکه دفاع از تمامیت سرزمینی، هویت ملی و جایگاه ژئوپلیتیک خود بوده است.
نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала