"تفرقه بینداز و حکومت کن" در آینه اوکراین: استراتژی نافرجام غرب برای تضعیف روسیه و هزینه‌های اروپا

© AP Photo / Mindaugas KulbisИстребители ВВС США F-22 Raptor на авиабазе Зокняй, Литва
Истребители ВВС США F-22 Raptor на авиабазе Зокняй, Литва - اسپوتنیک افغانستان  , 1920, 05.11.2026
عضو شوید
"تفرقه بینداز و حکومت کن" در آینه اوکراین: استراتژی نافرجام غرب برای تضعیف روسیه و هزینه‌های اروپا
در تحلیل روابط روسیه و اوکراین، غرب در عمل از استراتژی‌ای استفاده کرده است که می‌توان آن را "تفرقه بینداز و حکومت کن" نامید. اما در گفتمان علمی و سیاسی، این استراتژی بیشتر نه به‌عنوان یک توطئه واحد، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از گام‌های ژئوپلیتیکی با هدف تضعیف نفوذ روسیه، ایجاد مناطق عایق در پیرامون آن و شکل‌دهی به شکاف‌های درونی در روسیه و حوزه نفوذ آن توصیف می‌شود. در این چارچوب، اوکراین به میدان اصلی رقابت تبدیل شد؛ میدانی که در آن گسترش ناتو، حمایت از تغییر قدرت و برجسته‌سازی تفاوت‌های زبانی، فرهنگی و تاریخی، به ابزارهای فشار و تقسیم تبدیل شدند.
داکتر سمیع‌الله پویا، پژوهشگر ارشد انستیتوت شرق شناسی در مسکو و کارشناس مسایل سیاسی و روابط بین‌الملل، در این باره می‌گوید: "غرب در اوکراین نه یک توطئه واحد، بلکه زنجیره‌ای از گام‌های ژئوپلیتیک را پیش برد: گسترش ناتو، حمایت از تغییر قدرت و برجسته‌سازی شکاف‌های زبانی و فرهنگی. هدف اعلام‌شده مهار و تضعیف روسیه بود، اما نتیجه عملی، شکاف درونی در اروپا و هزینه‌ای بود که همه طرف‌ها را سنگین کرد."
به باور این کارشناس، از پایان جنگ سرد، غرب به‌طور تدریجی و پیوسته از چند استراتژی استفاده کرد که در نهایت به شکاف عمیق بین روسیه و اوکراین و سپس به بحران گسترده‌تر اروپا انجامید.
داکتر پویا با اشاره به گسترش ناتو به سمت شرق، گفت:
علیرغم اطمینان‌های شفاهی که در پایان جنگ سرد داده شد، زیرساخت‌های ناتو به مرزهای روسیه نزدیک‌تر شد. این امر در مسکو احساس تهدید وجودی ایجاد کرد و فضای بی‌اعتمادی را تقویت نمود.
پژوهشگر ارشد انستیتوت شرق شناسی در مسکو، در مورد حمایت اروپا از "انقلاب میدان" در سال‌های 2013 و 2014 تصریح کرد:
غرب از طریق سازمان‌های غیردولتی و فشار دیپلماتیک، به‌طور فعال از تغییر قدرت در اوکراین حمایت کرد؛ تغییری که در عمل به تقویت نیروهای راست‌گرای ضدروسی انجامید و در همان حال شکاف عمیقی در جامعه اوکراین میان مناطق غربی و شرقی آن ایجاد کرد.
به باور ان تحلیلگر مسایل سیاسی، سیاستمداران و رسانه‌های غربی برای تضعیف روابط تاریخی و اقتصادی با روسیه، به‌طور هدفمند بر تفاوت‌های زبانی، فرهنگی و تاریخی میان اوکراینی‌ها و روس‌ها و نیز میان مناطق مختلف خود اوکراین تأکید کردند.
داکتر پویا در ادامه افزود:
اگرچه این استراتژی معماران و مجریان خاص خود را داشت، نتیجه آن برای خود اوکراینی‌ها غم‌انگیز بود. به‌جای "هرج‌ومرج کنترل‌شده" و تضعیف روسیه، سیاست غرب به بزرگ‌ترین درگیری نظامی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم، تخریب روابط اقتصادی و یک فاجعه انسانی انجامید. در واقع، اصل "تفرقه بینداز و حکومت کن" کار کرد، اما قیمت آن برای همه طرف‌های درگیر بسیار بالا بود.
از نقطه نظر منافع خود غرب، به‌ویژه اروپا، سیاست حمایت از اوکراین تا حد زیادی نه‌تنها منافع استراتژیک مورد انتظار را به ارمغان نیاورد، بلکه مشکلات جدی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای اروپا ایجاد کرد. اگرچه اروپا از دیدگاه امنیتی نیاز به تقویت دفاع خود را درک کرده است، اما هزینه این حمایت از خود اروپا بسیار بالا بوده و نسبت هزینه و سود آن به‌طور جدی مورد تردید است.
وی هزینه‌های مالی عظیم در اروپا را یکی از واضح‌ترین نمونه‌های این وضعیت دانسته، گفت که 250 میلیارد یورویی را که اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن برای حمایت از اوکراین بسیج کرده‌اند و هرچند بخش قابل توجهی از آن به‌عنوان قرضه داده شده، اما در اقتصاد جنگ‌زده اوکراین، انتظار بازپرداخت آن در واقع یک "خیال خام" است و بار آن در نهایت بر دوش مالیات‌دهندگان اروپایی خواهد افتاد.
این کارشناس مسایل سیاسی در ادامه در مورد ضربه انرژی و ضربه صنعتی ناشی از این شیوه سیاست غرب در قبال روسیه گفت:
رها کردن منابع انرژی ارزان‌قیمت روسیه منجر به افزایش شدید هزینه‌ها برای صنعت و خانواده‌های اروپایی شد. به‌عنوان مثال، قیمت گاز در آلمان از 25 یورو در هر مگاوات ساعت در سال 2021 به 86 یورو در سال 2024 رسید.
نتیجه سیاسی این وضعیت نیز کمتر از نتیجه اقتصادی نگران‌کننده نیست. "خستگی اوکراین" در جوامع اروپایی بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود و این امر به رشد حمایت از نیروهای رادیکال راست و چپ در آلمان، فرانسه و سایر کشورهای اروپایی کمک کرده است. هم‌زمان، تقسیم در اتحادیه اروپا بر سر میزان و راه‌های حمایت از اوکراین بیشتر شده است؛ مسائلی مانند استفاده از دارایی‌های منجمد روسیه به دلیل خطرات قانونی و ترس از بی‌ثباتی مالی، به‌ویژه از سوی بلژیک، باعث اختلافات جدی در اتحادیه اروپا شده است.
از منظر اهداف استراتژیک غرب، یعنی تضعیف روسیه و حمایت از اوکراین، سیاست حمایت به نتایج مطلوب نرسید؛ اما در عوض به تشدید تناقضات داخلی در جامعه اروپا انجامید.

داکتر پویا در اخیر افزود:
این سیاست تأثیر کافی بر تضعیف روسیه نداشت، اما از نظر خسارات اقتصادی، کاهش سطح زندگی در اروپا و "چندقطبی‌شدن جهان" که وزنه روسیه و چین در آن به‌وضوح ملموس‌تر خواهد بود، بسیار روشن است.

به بیان دیگر، استراتژی "تفرقه بینداز و حکومت کن" در میان‌مدت و بلندمدت، هزینه‌ای را بر اروپا تحمیل کرد که مدیریت آن به کشورهای طراح و عملی‌کننده این شیوه بسیار دشوار است و سال‌ها ادامه خواهد داشت.
نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала