رویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد

© AFP 2023 / Saul Loebرویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد
رویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد - اسپوتنیک افغانستان
Telegram
توماس فریدمن در مطلب منتشره در روزنامه «نیویارک تایمز» می نویسد، همسر من در واشنگتن موزیم زبان ایجاد میکند، از همینرو مردم اکثراً به او مثال های سرگرم کننده بازی کلمات، منجمله اصطلاحات خنده آور از سایت قاموس اکسفورد زبان انگلیسی روان میکنند، جای که بخش های مختلف ضرب المثل ها در آمیخته اند.

یکی از آنها بصورت ایدیال برخورد رئیس جمهور ترامپ نسبت به عناصر سیاست بارک اوباما، بشمول معامله هستوی با ایران تشریح میکند:« We'll burn that bridge when we come to it» (افاده های «burn your bridges»  — «سوختاندن پل ها» و «we'll cross that bridge when we get to it» — « حل پرابلم ها نظر به فرارسیدن» — تبصره مدیریت مسوول) باهم خلط شده اند.

مولف در ادامه مینویسد، این موضوع امروزی من است. با اتخاذ نمودن موضعگیری جدی نسبت به ایران، ترامپ توجه لازم به برخورد بد این کشور مبذول داشت و امکان بهبودبخشیدن موافقت نامه هستوی را ایجاد کرد.

ولی برای اینکه این کار را انجام داد، ترامپ به اعتراف کردن بر این مجبور گردید که قرارداد عقد شده توسط خلف او بارک اوباما شایستگی های خود را داشت و از آن چیزهای کمی باید راضی بود، ولی تصحیحات ارزنده را، احتمالاً، متحدین اروپایی ما تصویب کرده میتوانستند.

© AFP 2023 / Fabrice Coffriniرویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد
رویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد - اسپوتنیک افغانستان
رویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد

ترامپ بجای این پل ها را سوختاند و امریکا را از آلمان، فرانسه و انگلستان دور ساخت و نیروهای بازدارنده را در ایران صدمه زد. حالا او مجبور است به تنهایی رویارویی پیچیده و کثیرالبعدی را با ایران اداره کند.

© REUTERS / Francois Lenoirرویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد
رویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد - اسپوتنیک افغانستان
رویای ترامپ در باره شکستن اوباما و ایران در یک حرکت برآورده شد

ترامپ هم باید ساده تر می بود

نویسنده مقاله می افزاید، من در این مورد شک دارم که رئیس جمهور، نمی تواند از عهده مقابله با رقاصه برآید یا جلو فاش شدن اطلاعات از کاخ سفید را بگیرد، از عهده استراتیژی برآید که شامل چند جبهه مانند ایران، کوریای شمالی، جنگ تجارتی با چین، اروپا و مکسیکو می باشد.

دیدگاه بارک اوباما در باره شرق نزدیک این بود که این منطقه جداشده است، جای که بخارات زهراگین افراطیت مذهبی، ساختار قومی، نفت، فساد، تغییرات اقلیمی و اداره بد تغییرات از خارج را غیرممکن ساخته اند. آنها باید از داخل بوجود آیند. اوباما در اواخر زمامداری هشت ساله خود نسبت به همه رهبران شرق نزدیک — ایرانی، عربی، اسرائیلی — و نیات آنها، به دیده شک و تردید می نگریست.

این کار سیاست اوباما را نسبت به منطقه به حد اصغری کاهش داد: باید ساده تر بود و توجه خود را باید بر تهدید عمده متمرکز ساخت. این به معنی متحدشدن با انگلستان، فرانسه، جرمنی، روسیه و چین بود، تا خطرناک ترین سلاح — سلاح هستوی — را از بازیگر خطرناک، یعنی — ایران — دورتر نگهداشت. اوباما، با برقراری تحریمات علیه ایران در چارچوب قرارداد، امیداور بود که این دولت با جهان همگرا خواهد شد و رژیم خود را نرمتر خواهد ساخت.

نرمش در رژیم رخ نه داد، اما همگرایی با جهان صورت گرفت. ایران در بدل نرمش در تحریمات موافقه کرد که غنی سازی یورانیم را طی15 سال محدودتر می سازد. طبق معلومات اداره بین المللی انرژی اتمی، ایران در طول دو سال محدودیت ها را مرعات میکرد.

روبیرت لیتواک، کارشناس در باره مذاکرات ایران مرکز بین المللی برای دانشمندان وودرو ویلسون میگوید:« این قرارداد بود که امکانات محرم ایران را محرم گذاشت — نه معامله بزرگ و نه هم چرخش پیشرفته نبود که همه برخوردهای غیردلخواه ایران را احتوا میکرد». این قرارداد هیچگاه به تجاوزات منطقوی ایران یا پروگرام طراحی راکت های بالیستیکی مربوط نبود.

ولی تیم ترامپ از مکسیمالیستان تشکیل شده است. آنها میخواهند پروگرام ساختن راکت های بالیستیکی ایران را محدود سازند، فعالیت های امپریالیستی آن را در جهان سنیان عربی به عقب برگردانند، از ایران پذیرش شرایط مطالبه میکنند که تضمین کنند که آنها هیچگاهی مقدار کافی یورانیم برای ساختن بمب هستوی غنی نخواهند ساخت و نظر به امکانات، تعویض رژیم را در تهران تحریک کنند.

ترامپ در عین حال بسیاری مسایل کلیدی را بدون پاسخ گذاشته است. اینکه چه کسی در تهران بر سر قدرت خواهد آمد، اگر رژیم کنونی اسلامی تخریب گردد؟ یکی از درس های که ما از سلسله قیام های بهار عربی، وقتیکه بسیاری رهبران سرنگون ساخته شدند، کسب کردیم، اینست که تقریباً در همه کشورها بدیل رژیم های ستمگر دموکراسی نه، بلکه بی نظمی ها و دیکتاتوری نظامی، گردید. اگر ایران کشور با نفوس 80 میلیونی، در راه سوریه پیش رود، این تمام شرق نزدیک را بی ثبات خواهد ساخت و سیل پناهجویان به اروپا سرازیر خواهد شد.

ایران واقعاً هم کشور بسیار بانفوذ در جهان عربی می باشد. ولی علت آن داشتن پول نیست که این کشور در نتیجه عقدنمودن معامله هستوی و تضعیف تحریمات، طوریکه ترامپ و دوستان او میگویند، به دست آورده است.

علت — ضعف دول سنی و خانه جنگی های آنها است که خلای را بوجود آورده که ایران توسط دست نشاندگان شیعه خود پر میکند. ایران، به این ترتیب، مستقیماً چهار پایتخت عربی: بیروت، بغداد، دمشق و صنعا را کنترول میکند.

آیا ترامپ استفاده از نیروهای امریکایی را پلان میکند، تا ایران را تابع سازد؟ نه. آیا او برای چنین اهداف نیروهای عربی دارد؟ آیا او برای این کار متحدین اروپایی دارد؟ نه. پس او به چه شکل به عقب برگشتاندن این موج ایرانی را پلان میکند؟

او شایسته قدردانی است: ترامپ به برخورد ناحق ایران با چنان شیوه های که اروپایان هیچگاهی نداشتند، توجه مبذول داشته است. اسرائیل را به خاطر توسعه آبادی های یهودی نشین در کنار غربی رود اردن سرزنش میکنند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی را به خاطر بحران در یمن محکوم میکنند. ولی ایرانیان به آسانی قتل ها، کشتارهای کتلوی در داخل کشور و همچنان در خارج، بدون اینکه کسی آنها را محکوم کنند، انجام میدهند. آنها را عملاً هیچکس محکوم نکرده اند.

رژیم مذهبی ایران یکی از بزرگترین مدنیت ها را به اختناق کشیده، به جوانان ایرانی امکان تحقق پوتنسیال خود را نه داده و آنها را با بی رحمی زندانی می سازد و مخالفان رژیم را می کشد. در سوریه عمال استخبارات ایران و اجیران شیعه — جنگجویان «حزب الله» از لبنان و اجیران شیعه از اسیای مرکزی — به بشار اسد در انجام قتل عام سنیان سوریه کمک نمودند. میلیون ها سوریایی آواره شدند.

در ماه گذشته در روزنامه «ال نهار» سرمقاله به قلم احمد عیاش تحت عنوان «نقل مکان حزب الله به سوریه» نشر گردید. در آن بصورت مفصل نوشته شده که ایران چگونه به کمک «حزب الله» در سوریه تصفیه های قومی انجام میدهد:« هدف — تغیردادن تناسب نفوس» در سوریه و نقل مکان افراد مسلح شیعه تحت حمایت ایران «از افغانستان، لبنان و دیگر کشورهای منطقه است، تا خلای نفوس را پر کنند که صدها هزار سوریایی که از جنگ داخلی فرار کرده، از خود بجا گذاشته اند.

این خوب است که ترامپ به ایران چلنج داد، اما او به استراتیژی نیاز دارد، تا فشار بر این کشور به دستاوردهای پایدار منجر گردد. طوریکه کریم سجادپور از مرکز کارنیگی اظهار داشت:« استراتیژی بدون اریکه ها — بی فایده است. و اریکه ها بدون استراتیژی — غیرمعقول است».

ترامپ باید به اروپایان می گفت که در موافقت نامه می ماند، ولی سه تصحیح باید در آن وارد گردد:

1. ممنوعیت بر غنی سازی یورانیم از 15 سال اولی که اوباما راجع به آن توافق کرده، تا 25 سال توسعه یابد؛

2. اروپا و امریکا در مورد وضع نمودن تحریمات توافق میکنند، اگر ایران جهت ساختن راکت تلاش ورزد که به اروپا و امریکا برسد؛

3. امریکا و اروپا از دیپلوماسی استفاده میکنند، تا «اشغال» سوریه، عراق و لبنان را توسط ایران نشان دهند و ان را محکوم کنند. در این صورت تمام مسوولیت بر دوش ایران می بود، نه بر دوش ترامپ.

ولی ترامپ میخواست که هم اوباما و هم ایران را شکست دهد، از همینرو او معامله را بطور کامل از بین برد. طوریکه به او بلوگ سایت راجع به واژه های مختلط قاموس اکسفورد زبان انگلیسی می گفت: دونالد، «تو قطی عطار را گشودی، حالا در آن دراز بکش».

 

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала