کارشناس: درگیری اوکراین توسط انگلیس راهاندازی شد که هدف آن فرسایش روسیه و ایجاد شکاف درونی است
17:06 05.11.2026 (بازآوری شدن: 17:10 05.11.2026)

© AP Photo / Roman Chop
عضو شوید
"تفرقه بینداز و حکومت کن" نه یک شعار قدیمی، بلکه الگویی عملیاتی است که قدرتهای غربی، بهویژه امریکا و انگلیس، در قبال کشورهای بزرگ و مستقل به کار گرفتهاند. در این چارچوب، روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ و وارث شوروی، همواره در کانون توجه قرار داشته است.
یحیی چاووش، کارشناس و تحلیلگر مسایل سیاسی و روابط بینالملل در مصاحبه با اسپوتنیک افغانستان در مورد سیاست غرب در قبال روسیه گفت که نگاه به تاریخ نشان میدهد که سیاست غرب در قبال روسیه، فراز و فرود داشته اما منطق آن ثابت مانده است.
به باور آقای چاووش، هدف اصلی استراتژی"تفرقه بینداز و حکومت کن" نه فقط مهار نظامی روسیه، بلکه ایجاد شکافهای قومی، منطقهای، سیاسی و اجتماعی در داخل این کشور، تضعیف انسجام ملی و در نهایت تسهیل تجزیه و غارت منابع است.
این کارشناس مسایل سیاسی افزود:
دولت استعماری انگلیس در دورههای مختلف، از مسیر افغانستان و مناطق شمالی، جنوبی و غربی روسیه، درصدد نفوذ و تسخیر سرزمینهای روسیه بوده است. پس از فروپاشی شوروی نیز این اهداف در قالبهای جدیدی مانند گسترش ناتو به شرق، حمایت از انقلابهای رنگی، فشارهای اقتصادی و جنگ نیابتی تعقیب شده است.
به باور آقای چاووش، امروز ابزارهای "تفرقه بینداز و حکومت کن" متنوعتر شدهاند و در کنار تحریمها، جنگ اطلاعاتی، پروژههای رسانهای و حمایت از گروههای اپوزیسیون، شاهد تقویت گروههای تروریستی از سوی امریکا و اروپا در مناطق اطراف روسیه و آسیای میانه هستیم.
وی تصریح کرد:
این گروهها بهعنوان ابزاری برای بیثباتسازی کشورهای همسایه روسیه و انتقال ناامنی به داخل فدراسیون روسیه به کار گرفته میشوند. هدف نهایی، ایجاد شکاف در مناطق مختلف روسیه و زمینهسازی برای تجزیه آن است. با این حال، تلاشها برای ایجاد یک اپوزیسیون قوی و سازمانیافته در داخل روسیه تاکنون ناکام مانده و همین ناکامی، غرب را به تغییر روشها و ادامه دسیسهها در اشکال مختلف واداشته است.
به باور این تحلیلگر مسایل سیاسی و روابط بینالملل، سه لایه اصلی استراتژی غرب را آشکار میکند: نخست، لایه تاریخی؛ تداوم سیاست تجاوز و تسخیر از دوران استعمار تا امروز.
دوم، لایه ژئوپلیتیک؛ استفاده از کشورهای واسط مانند افغانستان، پاکستان و آسیای میانه برای فشار بر پیرامون روسیه.
سوم، لایه داخلی؛ تلاش برای ایجاد شکافهای قومی، مذهبی و سیاسی و حمایت از نیروهای ضدمرکزی. در این میان، جنگ اوکراین نقش یک "جنگ فرسایشی نیابتی" را دارد که هدف آن نه فقط تصرف خاک، بلکه تخلیه منابع، تضعیف اقتصاد و ایجاد نارضایتی داخلی در روسیه است.
آقای چاووش در پایان خاطر نشان ساخت:
کشورهای اروپایی نیز با همراهی امریکا در تحریمها، ارسال سلاح و جنگ رسانهای، عملاً در این پروژه شریک شدهاند.
یحیی چاووش، کارشناس و تحلیلگر مسایل سیاسی و روابط بینالملل در مصاحبه با اسپوتنیک افغانستان در مورد سیاست غرب در قبال روسیه گفت که نگاه به تاریخ نشان میدهد که سیاست غرب در قبال روسیه، فراز و فرود داشته اما منطق آن ثابت مانده است.
به باور آقای چاووش، هدف اصلی استراتژی"تفرقه بینداز و حکومت کن" نه فقط مهار نظامی روسیه، بلکه ایجاد شکافهای قومی، منطقهای، سیاسی و اجتماعی در داخل این کشور، تضعیف انسجام ملی و در نهایت تسهیل تجزیه و غارت منابع است.
این کارشناس مسایل سیاسی افزود:
دولت استعماری انگلیس در دورههای مختلف، از مسیر افغانستان و مناطق شمالی، جنوبی و غربی روسیه، درصدد نفوذ و تسخیر سرزمینهای روسیه بوده است. پس از فروپاشی شوروی نیز این اهداف در قالبهای جدیدی مانند گسترش ناتو به شرق، حمایت از انقلابهای رنگی، فشارهای اقتصادی و جنگ نیابتی تعقیب شده است.
به باور آقای چاووش، امروز ابزارهای "تفرقه بینداز و حکومت کن" متنوعتر شدهاند و در کنار تحریمها، جنگ اطلاعاتی، پروژههای رسانهای و حمایت از گروههای اپوزیسیون، شاهد تقویت گروههای تروریستی از سوی امریکا و اروپا در مناطق اطراف روسیه و آسیای میانه هستیم.
وی تصریح کرد:
این گروهها بهعنوان ابزاری برای بیثباتسازی کشورهای همسایه روسیه و انتقال ناامنی به داخل فدراسیون روسیه به کار گرفته میشوند. هدف نهایی، ایجاد شکاف در مناطق مختلف روسیه و زمینهسازی برای تجزیه آن است. با این حال، تلاشها برای ایجاد یک اپوزیسیون قوی و سازمانیافته در داخل روسیه تاکنون ناکام مانده و همین ناکامی، غرب را به تغییر روشها و ادامه دسیسهها در اشکال مختلف واداشته است.
به باور این تحلیلگر مسایل سیاسی و روابط بینالملل، سه لایه اصلی استراتژی غرب را آشکار میکند: نخست، لایه تاریخی؛ تداوم سیاست تجاوز و تسخیر از دوران استعمار تا امروز.
دوم، لایه ژئوپلیتیک؛ استفاده از کشورهای واسط مانند افغانستان، پاکستان و آسیای میانه برای فشار بر پیرامون روسیه.
سوم، لایه داخلی؛ تلاش برای ایجاد شکافهای قومی، مذهبی و سیاسی و حمایت از نیروهای ضدمرکزی. در این میان، جنگ اوکراین نقش یک "جنگ فرسایشی نیابتی" را دارد که هدف آن نه فقط تصرف خاک، بلکه تخلیه منابع، تضعیف اقتصاد و ایجاد نارضایتی داخلی در روسیه است.
آقای چاووش در پایان خاطر نشان ساخت:
کشورهای اروپایی نیز با همراهی امریکا در تحریمها، ارسال سلاح و جنگ رسانهای، عملاً در این پروژه شریک شدهاند.
