چین و روسیه چگونه میتوانند جنگ بر ضد امریکا را ببرند

دانشمندان و شخصیت های سیاسی امریکایی اکثراً نیروهای مسلح امریکا را بهترین نیروی جنگی در جهان می نامند و آنها برحق هستند. ایالات متحده، نسبت به هرکشور دیگر پول بیشتر جهت امور دفاعی مصرف میکند و پوتنسیال نظامی آنها از همه رقبا با قدرت بلند هوایی و بحری برتری دارد.
Sputnik

آرون کلیگمان (Aaron Kliegman) طی مطلب در نشریه Washington Free Beacon (امریکا) می نویسد، آیا ایالات متحده آماده اند برخی شهرهای خود را به خاطر تایوان یا استونیا قربانی کنند؟ این شکل سوال کلاسیک جنگ سرد است که پاسخ به آن دریافت نشده است. پیکن و مسکو نمی خواهند خود را ضعیف و عاجز احساس کنند، از همینرو به نوبه خود با دقت تمام پرابلم اساسی استراتیژیک خود: بازداری تهدید و دستیابی بر پیروزی بر ایالات متحده و متحدان آن را می سنجند؟

چین و روسیه چگونه میتوانند جنگ بر ضد امریکا را ببرند

نویسنده مقاله می افزاید، عمده تر از همه اینست که ایالات متحده در تمام جهان ده ها متحد دارند که قوت نظامی آنها را افزایش میدهند و به واشنگتن امکان گسترش حاکمیت خود را در همه کشورها فراهم می سازد. ولی امریکایان نباید دیوانه وار جسور  یا از خودراضی گردند. باوجود حفظ برتری نظامی، اگرچه با تفاوت کم، نسبت به دهه اخیر، ایالات متحده تا هنوز میتوانند جنگ با چین و روسیه را ببازند.

کیترین ویلبارگر (Catherine Wilbarger)، کفیل دستیار وزیر دفاع در باره مسایل امنیت بین المللی، در جلسه استماعیه در کمیته مجلس نمایندگان در باره نیروهای مسلح، به این تهدید جدی اشاره نمود. او گفت:«عصری سازی نظامی روسیه و چین در توامیت با مسایل زمان و فاصله که ما با آنها مواجه میگردیم، به آنها امکان عملکرد سریع و در مدت زمان کوتاه فراهم می سازد». این سناریو ایالات متحده را زمان در وضعیت نامساعد قرار میدهند، وقتیکه واکنش آنها به مثابه تشدید منازعه بررسی خواهد شد که در صورت برخورد با دول هستوی نهایت مشکل آفرین می باشد.

از سال های 1990 پیکن و مسکو با دقت تمام پرابلم اساسی استراتژیک: بازداری (تهدید) و دستیابی بر پیروزی بر «دولت هستوی و متحدان آن»، یعنی ایالات متحده را می سنجیدند که در برابر آنها قرار داشت. با بررسی نمودن این پرابلم، هردو دولت یوریشیا آنچه را طراحی میکردند که برید روبرتس (Brad Roberts)، معاون سابق دستیار وزیر دفاع در باره دفاع و سیاست در عرصه دفاع هستوی و راکتی، بنام «تیوری پیروزی» یاد میکند. این تیوری عین خصوصیات اساسی و چند مرحله، با درنظرداشت آن دارد که ایالات متحده به چه مدت طولانی مبارزه خواهد کرد.

در ابتدا، اگر چین یا روسیه لازم دانند که جنگ میتواند با امریکا آغاز گردد، آنها اولتر و سریعتر عمل خواهند کرد و در این اثنا اوضاع نو جیوپولیتیکی ایجاد خواهند کرد. بطور مثال، اگر اطراف تایوان جنگ آغاز خواهد شد، چین فوراً این جزیره را اشغال خواهد کرد وبرای ایالات متحده انتخاب ناخوش آیند بوجود خواهد آورد: یا باید این واقعیت نو را بپذیرند، یا ضد حمله خونین آغاز کنند، تا وضع را به عقب برگردانند.

و چین به وضاحت تفهیم خواهد کرد که چنین ضد حمله زیان های وحشتناک در قبال خواهد داشت: هزارن امریکایی کشته، پول زیادی خرج خواهند شد و منازعه فقط تقویت خواهد شد. برعلاوه، چنین عملیات نسبت موقعیت جغرافیایی به مشکل پیشبرده خواهد شد: نیروهای چین به بسیار آسانی از تایوان نزدیک، نسبت به آنکه نیروهای امریکایی این جزیره را از فاصله دور بازپس گیرند، دفاع خواهند کرد. در صورت روسیه در این سناریو، احتمالاً، اشغال سریع یکی از جمهوری های بالتیک توسط روسان شامل خواهد بود. بازهم، انتخاب برای واشنگتن عین چیز خواهد بود: وضع نو را باید بپذیرد یا به جنگ تن دهند.

چین و روسیه امیدوارند که ایالات متحده گذشت خواهند کرد و آنها جنگ را، حتی بدون جنگیدن با امریکایان خواهند برد.

آیا ایالات متحده آماده اند برخی شهرهای خود را به خاطر تایوان یا استونیا قربانی کند؟ این شکل سوال کلاسیک جنگ سرد است که پاسخ به آن دریافت نشده است. پیکن و مسکو را خاطرات راجع به دوره های تحقیر — برای چین از سال های 1839 تا 1949، و برای روسیه بعد از جنگ سرد، ناراحت می سازند. آنها نمی خواهند خود را ضعیف و عاجز احساس کنند، چون دول خارجی آنها را استثمار میکنند. این منافع عالی ملی اند و از همینرو داعیه آنها، احتمالاً، نسبت به امریکا، بلندتر می باشد.

اگر امریکا عقب نشینی نماید، او نه تنها چین و روسیه، بلکه دشمنان دیگر، مانند ایران و کوریای شمالی را برای تجاوزگری تشویق خواهد کرد. اگر امریکا عقب نشینی نماید، پس برای جنگ ویرانگر در آینده باید آماده باشد. چین و روسیه طرق پیروزی در جنگ علیه امریکا را حتی در شرایط سلطه نظامی امریکا هم مشاهده میکنند. به این ترتیب، آیا واشنگتن «تیوری خود پیروزی» در چنین منازعه دارد؟ روبرتس این سوال را در کتاب اخیر خود مطرح می سازد. اگر پاسخ «نه» باشد، پس مفکرین استراتژیک امریکایی باید بر این کار نمایند. اما قبل از همه موضعگیری امریکا باید از اراده برای پیروزی، اگر تا آن رسیده بتواند، آغاز گردد. امیدواریم که این هیچگاه رخ نخواهد داد.

 

بحث و گفتگو