فلم «جنگ ستاره گان» به مثابه کتاب درسی برای جنگ معاصر

ماکس بروکس، مورخ و استاد در اکادمی نظامی امریکا در ویست-پاینت، مولف کتاب پر سروصدای بعد از آخر زمان که بعداً بر اساس آن فلم «جنگ جهانی Z» ساخته شده، به مثابه مصحح اصلی کتاب نشرشده نو در ماه می تحت عنوان «استراتیژی واردآوردن ضربه جوابیه: مانند «جنگ ستاره گان» منازعات معاصر نظامی را توضیح میکند».
Sputnik

پیشگفتار به این کتاب غیرمنتظره را جنرال ستینلی ماککریستال نوشته که قوماندان عمومی نیروهای ویژه امریکا در جریان جنگ در عراق بود و رهبری نیروهای بین المللی مساعدت به امنیت (International Security Assistance Force — ISAF) در افغانستان بر دوش داشت و در جمله سفارش ها جهت خواندن نظرات مثبت جنرال مارتین دمپسی، رئیس اسبق کمیته متحد امرین درستیزهای اردوی امریکا دیده میشوند که بیانگر آنند که دادن چانس به این کتاب ارزش دارد.

خود کتاب عبارت از سی مقاله از مولفان مختلف از یک عده نیروهای مسلح امریکا و استرالیا، نویسندگان، مورخین، کارشناسان نظامی و دیپلوماتان است. متن ها در چهار گروپ موضوعات اساسی: جامعه و جنگ، آمادگی به جنگ، پیشبرد جنگ و ارزیابی جنگ، جمع بندی شده اند.

خود اساس کتاب به شکل فلم خوب معلوم به تمام جهان به مولفان چانس صحبت نمودن راجع به چیزهای جدی به آسانی و بدون اجبار، به وضاحت و با شوخی فراهم میکند. استراتیژی نظامی نه تنها به موضوع مورد بحث تحلیلگران بلندپایه و موضوع خسته کن مبدل میگردد، بلکه بصورت ناگهانی با رنگ های قابل فهم بازی کردن را آغاز میکند و با امروز و پرابلم های امروزی پیشبرد جنگ همنوا میگردد.

همه مردم آثار فوکیدیدا و کلاوزیویتس را نه خوانده، ولی فلم به همه ساختار مشترک و نقاط اتکایی برای درک پروسه های پیچیده به دست میدهد. استراتیژی نظامی شکل عنصر پوپ-کلچر را اختیار میکند. «جنگ های ستاره گان» به موضوع شوخی نه، بکله به وسیله تحلیل نظامی مبدل میگردد.

شباهت ها و سوالات بسیار زیاد بوجود می آیند:

1.بطور مثال، مبارزه ایووک ها در ایندور علیه نیروهای آمپراطوری در فلم به مثابه نمایش استفاده میشود که چگونه نیروهای ایتلاف امروز از نقطه نظر سیاسی سعی می ورزند در بین تشکیلات قومی افغانستان مانور نمایند.

2. استراتیژی دارت وییدیر در مبارزه علیه شورشیان به مثابه کتاب درسی اشتباهات بررسی میشود که در جریان عملیات جنگی واقعی در عراق تکرار شدند.

3. ماستر یودا راجع به بی طرفی داخلی فراموش میکند و به بازیگر سیاسی شده مبدل میگردد و این به پرابلم های بزرگ در جمهوری منجر میشوند. آیا جیدایی ها اصلاً میتوانند رهبران سیاسی باشند و یا باید از فیصله های سیاسی خود را دورتر نگاه کنند؟

4. آیا میتوان از تحلیل ساختار اجتماعی امپراطوری کائینات درس عبرت گرفت؟ چگونه ملکی ها و نظامیان میتوانند در آن به مثابه بخش از یک جامعه زیست باهمی داشته باشند؟

5. دارت وییدیر قوماندانی را بصورت غیرمعقولانه پیش می برد، پیوسته شخصاً در عملیات مداخله میکرد، بجای آن، تا از قرارگاه آوامر صادر کند، او افسران خود را در جریان عملیات برکنار میکرد (و می کشت) و در فعالیت های کوچک منحرف کننده درگیر شده بود. آیا قوماندانان مشهور این گونه برخورد میکند؟

6. امپراطوری — این نمونه نژادپرستی است، به خاطریکه همه افسران — مردم اند، اگرچه کائینات از دیگر موجودات عاقل پر اند. افسران با لهجه انگلیسی  صحبت میکنند و به کمک به یک دیگر نمی آیند. نبود رفاقت محاربوی — این زنگ خطرناک برای اردوهای معاصر می باشد.

7. چگونه جیدای ها با سلاح کهنه بر سیت های بسیار پیشرفته تخنالوژیکی پیروز میشوند؟ آیا در این برای اردوی امریکا که در زرادخانه خود سلاح خیره کننده عصری دارد، و سربازان که از تاکتیک ساده و سلاح ساده در همان افغانستان کشته میشوند، درس عبرت وجود دارد یا خیر؟

فعالیت های پشت پرده واشنگتن در افغانستان

8. آیا حکم مشهور 66 که جیدای ها را خائینین به جمهوریت اعلان کردند و نابودسازی فوری و بدون چون چرای آنها را مطالبه میکرد، اشتباه مرگبار بنیادی و علت جنگ داخلی کهکشان بود یا خیر؟

9. تبادله آتش خان سولو و گریدو از نقطه نظر استراتیژی ضربه پیشگیرانه بررسی میگردد. اسرائیل نسبت به تاسیسات هستوی ایران چه شیوه در پیش گرفته میتواند؟ آیا واردآوردن اولتر ضربه لازم است یانه؟

10. تاکتیک استفاده از سیل کلون ها — این تاکتیک استفاده از سیل طیارات بی پیلوت است که نظامیان معاصر آرزوی آن را دارند.

11. آیا خرج نمودن میلیون ها دالر جهت ساختن سلاح که توسط قوه فکری اداره میشود، مفهوم دارد یا نه؟

12. «ستاره مرگ» — نقطه اوج انکشاف تخنالوژیکی است که منابع عظیم مطالبه میکند و به تغییرات سیاسی منجر میگردد. ولی بوجودآمدن آن فقط شورشیان را باهم متحد ساخت و به آغاز «جنگ مختلط» منجر گردید. آیا کشورهای که بر قدرت تخنالوژیکی اتکا نموده، دچار عین سرنوشت نخواهند شد؟

13. آیا اعمال صدراعظم پالپاتین به عمل دونالد ترامپ شباهت ندارد؟

14. شاهدخت لییا — آیا این سمبول تکامل نقش زنان در منازعات معاصر نظامی نیست؟

15. جنگ امپراطوری علیه شورشیان تقریباً به عین مدت که جنگ های پیلوپونیسک ادامه داشتند، دوام نمود. این جنگ های اند که در طول زندگی نسل های کامل ادامه دارند. پایان جنگ علیه ترور و جنگ در افغانستان نیز دیده نمی شود.

امریکا افغانستان را نسبت «عدم موجودیت سیاست» از دست داد

برشمردن موازات و شباهت های را که در کتاب ارایه شده، میتوان ادامه داد. یک مساله روشن است و آن اینکه تاریخ حتی در دنیای خیالی نیز تکرار میشود. جمهوریت ها به امپراطوری ها مبدل میگردند، دموکراسی بوجود می آورند، به ارسطوکراسی تغییر مینمایند، به دیکتاتوری لغزش میکنند و یکبار دیگر توسط جمهوری ها سقوط داده میشود.

حالا جامعه نظامی و نزدیک به نظامی منتظر ظهور NavyCon و نشر اثر «تاکتیک واردآوردن ضربه جوابیه» می باشند.

و کتاب «استراتیژی واردآوردن ضربه جوابیه: مانند، «جنگ ستاره گان» منازعات معاصر نظامی را توضیح میکند»، طبق شایعات، همین اکنون این اثر در بین افسران نیروهای مسلح امریکا توزیع میشود و شهرت کسب میکند.

 

بحث و گفتگو